نمیدونم گلایه کنم، شاکی باشم، گریه کنم، به زمین و زمان فحش بدم یا ساکت بشینم و به روی خودم نیارم.

نمیدونم آرسنال بدون سسک چی میشه. ولی تجربه داشتم جدایی رو...

وقتی دیوید سیمن، کسی که من به خاطره اون آرسنالی شدم، از آرسنال رفت و فوتبالو گذاشت کنار، خیــــلی گریه کردم! با اینکه واسه سالها پیشه ولی هنوز اون روزنامه لعنتی رو یادمه!

امروز که بزرگتر شدم... خبر رفتن فابرگاس رو تو فیسبوک -روزنامه اینروزهام- دیدم...

جا خوردم. فک کردم ینی باید الان ازش بدم بیاد؟ باید گریه کنم؟ باید بیخیال نشون بدم؟

سریع سرچ کردم دیدم خبر حقیقت داره... فابرگاس رفته. واسه سیمن چیزی ننوشتم. چون بلاگی نداشتم.

فک میکردم سیمن بره دیگه آرسنال معنی نداره...

بعد دیدم جای سیمن، آرسنال زندگیم شده...

سسک بچه بود، اختلاف سنی منو داداشم یه ساله... حالا نمیدونم با رفتنش بازم میتونم فک کنم سسک برادرمه؟

این روزا با قدیم خیلی فرق کرده. پدرمم آرسنالی شدید شده. کلیچی که از آرسنال رفت کلی غصه خورد. فابرگاس که دیگه بماند...

خیـــــلی نگرانم. نگران آرسنال. این رفتن یه رفتن ساده نبود. ونگر گفت عاشقه فابرگاسه و هرجور شده سعی میکنه نگهش داره. ولی این رفتن اوضاع بده آرسنالو نشون میده. سسک موند و موند و موند... ناامید شد، قول گرفت که قهرمان بشیم و بمونه. نشدیم و موند و اول فصل اونم تو این شرایط که بازیها شروع شده، گذاشت رفت. کاش اینجوری نمیرفتی، کاش اصلا نمیرفتی...

شاید ماتا رو بخریم... اونم خوبه. شاید نصری بره جای سسک و ماتا بیاد جای نصری. ولی خوده سمیر هم ممکنه بره من سیتی...

اوضاع خیلی خرابه و دله ما هم ریش تر از اونه که بخواد تاب بدتر شدنهارو بیاره.

امیدوارم موفق باشی سسک. جامها رو ببری و به خواسته ات برسی. نه اینکه کاپیتانی آرسنال رو به نیمکت بارسا فروخته باشی...