آخرین باریست که با درد هم سلولیم.
سلام- شاهکار جدید سید حامد حسینی(رتبه ی ۱۴ کنکور سراسری-سال۸۶)
مطالب این بسته توسط استاد بزرگ شعر کشور سعید بیابانکی تائید شده است!خواهش دارم دوستان گرامی اولا مفهوم بد برداشت نکنند و در نابودی این شاهکار ادبی نکوشند!
|
درد درد هم بستر نا خوانده ی شعر من شد شعر نا بالغ من باز هم آبستن شد پا به ماه است همین درد ،و او میزاید قطعا این درد نه یک تا ،دو قلو میزاید باعث روح ترک خورده ی ماها درد است منشأ حس کتک خورده ما ها درد است درد با خود همه ی پنجره ها را می بست قصه ی درد و من انگار پدر کشتگی است درد، بد مزه تر از تلخ ترین دارو هاست درد ،آن خامی بد مزه خرمالو هاست بی گمان جنگ احد شکل جدیدی دارد قصه ی ما مثل خنجر در پهلو هاست همه ی مزرعــه ها در اثر آفـت مــرد شاید این بار هدف ، گندم این سیلو هاست ذره ریز اتم بر هــمه کس ثابت کـــرد عالم این دوره به دست همه کوچولو هاست کاسه ی داغ تر از آش شدن مشکل نیست خون خود خوردن ما بهتر از این زالو هاست جای گل، باغ اگر خار دهد نیست بعید باغبان مدتی از طایفه هالو هاست "تلخ مردن وسط هاله ای از ابر و عسل سرنوشت همه هسته زرد آلو هاست" دارد اینجا همه پنجره ها می مـــیرد غزل و شعر در اینجا ، به خدا می میرد در درون همه دلها اثر از رونق نیست آخر این شهر که آلوده به حق،نا حق نیست حال به این نفس سرد ،دعایی بکنیم تا شود ریشه کن این درد، دعایی بکنیم تا خدایی نکند شانه ی مان سرد شود دشمن زار قسم خورده ی مان درد شود آگر این شعر به دلهای شما ها ننشست لا اقل بغض گره خورده شاعر بشکست! حامد حسینی(سالومه) |
برداشته شده از وبلاگ دانشجویان صنایع یزد
A.N.N: خبرگزاری اختصاصی اينجانب كه مخفف ASIR NEWS NETWORK ميباشد.